محمد تقي جعفري

181

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اميدواريم كه مقصود نويسنده يا نويسندگان چيز ديگرى غير از محتويات مستقيم الفاظشان بوده باشد . 24 - رو به سستى و انحطاط رفتن احساسات لطيف انسانى كه اساسىترين عامل تلطيف واقعيّات خشن طبيعت بوده و انسانها را تا حدّ احساس وحدت در حيات و ايدآلهاى اعلاى آن ، بالا مىبرد . شگفتآور اينست كه هر مكتبى را كه از تراوشات مغز بشرى يا ابلاغ شده از وحى خداوندى است ، سراغ بگيريم ، همهء آن مكتبها انسانها را به داشتن جوهرى در نهاد كه موجب وحدت و احساس آن مىباشد هشدار داده و بسوى شناخت و تحصيل آن همهء انسانها را دعوت و تحريك نموده‌اند ، با اين حال مشاهده مىشود كه جدائى انسان از انسان هر روز رو به افزونى بوده و آدميان در ارتباط با يكديگر شبيه جماداتى هستند كه فقط براى حفظ خويشتن مجبورند در كوهها و دشتها و درياها و فضاها دنبال يكديگر بدوند و فرياد بزنند كه كجا فرار مىكنى ، من بايد ترا با دست خود بكشم ، زيرا تو در آسيا متولَّد شده اى و يا در فضاى آفريقا به دنيا آمده و از آن تنفّس مىنمائى اين روياروى هم قرار گرفتن و اين تخاصمهاى نامحدود و مستمرّ بهترين دليل آن است كه انسانها فاقد احساس همنوع بودن مىباشند و انسانها از احساس درد و شكنجهء ديگران نه تنها رنج نمىبرند ، بلكه خوشحال هم هستند . 25 - آيا مىتوانيد اثبات كنيد كه اين حضرت تكامل يافته در مسير رشد و تكامل به موقعيّتى رسيده است كه مادران امروز بيش از گذشتگان و بهتر از آنان ، براى فرزندان خود احساس عاطفه مىنمايند آيا مىتوانيد اثبات كنيد كه همسران امروز خيلى بهتر و اصيلتر از گذشتگان از رابطهء زناشوئى لذّت مىبرند و نظم و بايستگى حيات خود را با ارتباط زناشوئى عالىتر و زيباتر از گذشتگان درك مىكنند و آيا مىتوانيد اثبات كنيد كه به جهت رشد و تكامل روحى يا روانى كه قطعا به تبعيّت از رشد و تكامل